تبليغاتX
مکمل qi for fatima

مکمل qi for fatima

qi

اصفهان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۴/۰۹/۲۳‬

داخلي. جامعه‌اطلاعاتي. گلدكوييست.

اين روزها اگر كلمه " گلدكوييست " (‪ (Goldquest‬را در موتورهاي جستجوگر مانند گوگل و ياهو جستجو كنيد با تعداد زيادي از وبلاگها و سايتهاي ايراني مواجه مي‌شويد كه به اين موضوع پرداخته‌اند.

" گلد كوييست " يا " كوييست اينترنشنال "(‪ (Quest International‬يكي از بزرگترين شركتهاي تجاري شبكه‌اي(‪ (Network Marketing‬مي‌باشد كه دفتر اصلي آن در هنگ كنگ واقع شده است.

اين شركت به بازاريابي شبكه‌اي به شكل هرمي و زنجيره‌اي پرداخته و يكي از بازارهاي اصلي آن منطقه خاورميانه است.

مطابق با نتايج جستجوي موتورهاي جستجوگر، وبلاگهاي ايراني گلدكوييستي هم رديف سايتهاي اصلي شركت گلدكوييست و در رتبه‌هاي برتر قرار مي‌گيرند.

وبلاگهاي فارسي زبان مربوط به گلدكوييست را مي‌توان به دو دسته موافقان و مخالفان اين شبكه تقسيم‌بندي كرد كه هر يك از آنها به تبليغ عقايد و نظرات خود پرداخته‌اند.

تعداد بالاي بازديدكنندگان وبلاگهاي طرفدار گلدكوييست نشان‌دهنده موفقيت اين ابزار در سامان دهي اعضاي شبكه و ارتباط آنها با يكديگر است.

اين وبلاگها كه‌بيشتر روي سرويسهاي وبلاگ " پرشين بلاگ " و " بلاگفا " قرار دارند مطالب آموزشي و آخرين اخبار مربوط به فعاليت شبكه گلدكوييست را بين اعضا، زيرمجموعه‌ها و گروههاي خود در شهرها و دانشگاههاي مختلف كشور منتشر مي كنند.

سايتهاي " ب - تيم " به آدرس ‪ b-team.blogfa.com‬و " فول ساپورت " به آدرس ‪ goldquest-ltd.persianblog.com‬از جمله فعالترين وبلاگهاي گلدكوييستي هستند كه لينك تعداد زياد ديگري از سايتها و وبلاگهاي فعال بازاريابي شبكه‌اي در آنها موجود است.

در اين ميان برخي وبلاگهاي پر بيننده‌وجود دارد كه به مخالفت با شبكه‌هاي هرمي و ارايه دلايل و شواهد خود در اين زمينه پرداخته‌اند.

وبلاگ " بازاريابي چند سطحي " فعالترين وبلاگ مخالف گلدكوييست به شمار مي‌آيد كه در آن يك كارشناس كه داراي مدرك دكتري در رشته رياضي است به بررسي علمي فعاليت شركتهاي هرمي بخصوص گلدكوييست پرداخته است.

در اين وبلاگ به‌آدرس ‪ antigq.persianblog.com‬باانواع مقالات و استدلالهاي علمي و رياضي مواجه مي‌شويد كه وجود شبكه‌هاي زنجيره‌اي و وارد شدن به آنها را زير سوال برده است.

" اميد نقشينه ارجمند" ، نويسنده وبلاگ " بازاريابي چند سطحي " با درج كاريكاتور مربوط به گلدكوييست مخالفت خود را با فعاليت چنين شبكه‌هايي اعلام و آنها را به مثابه " كلاه برداران زنجيره‌اي " معرفي كرده است.

در كاريكاتور گلدكوييست كه داراي شهرت خاصي است تصوير مربوط به كارتون داستان " پينوكيو " وجود دارد كه در آن دو شخصيت ديگر اين داستان يعني " روباه مكار" و " گربه نره " در حال فريب دادن پينوكيو براي وارد شدن به شبكه گلدكوييست هستند.

يكي‌از نقاط قابل توجه در اين وبلاگ بررسي وضعيت قانوني بازاريابي شبكه‌اي در كشورهاي ديگر است به‌طوريكه در يكي از اين مقاله‌ها مي‌خوانيم كه در دو كشور آمريكا و كانادا نه تنها از اين فعاليتها حمايت نمي‌شود بلكه به شدت جلوي رشد اين قبيل شبكه‌هاي اقتصادي ناسالم گرفته مي‌شود.

استفتاء‌از مراجع تقليد درمورد مشروعيت فعاليت شبكه‌هاي هرمي نيز از جمله پر بيننده‌ترين صفحات اينترنتي به دست آمده در نتايج جستجو مي‌باشد.

سايت مربوط به پايگاه اطلاع‌رساني دفتر " آيت الله صانعي " يكي از اين صفحات پر بيننده است كه در آن آيت الله صانعي فعاليت چنين شبكه‌هايي را حرام دانسته‌و اظهار داشته‌است: اين قبيل فعاليتها موجب عدم رشد استعدادها مي‌باشد و بايد به دنبال تلاش و فعاليتهاي اقتصادي از راه‌هاي مشروع رفت.

با وجودي كه شركت مخابرات ايران به دستور قوه قضاييه‌سايت شركت گلدكوييست و ساير سايتهاي وابسته به آن را فيلتر كرده اما هنوز اين دستور درباره وبلاگها و سايتهاي ايراني مروج گلدكوييست اجرا نشده است.

يك كارشناس موتورهاي جستجوگر اينترنتي در اين زمينه به ايرنا گفت: وجود وبلاگهاو سايتهاي ايراني‌در نتايج حاصل ازجستجوي عباراتي مانند" ‪"Goldquest‬ يا " ‪ " Network Marketing‬گوياي توجه زياد ايرانيان به اين قبيل موضوعات است.

" مهدي رودكي " افزود: وجود لينكهاي متعدد به سايتها و پر بيننده بودن آنها از جمله دلايل بالا بودن رتبه سايتها در نتايج موتورهاي جستجوگر است.

وي تصريح كرد: وجود وبلاگها و سايتهاي ايراني در نتايج برتر جستجوها نشان مي‌دهد كه فقط در كشور ما موضوع گلدكوييست تا اين حد جدي گرفته شده است در حاليكه در كشورهاي ديگر اعتبار چنداني براي آن قايل نيستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 3:18  توسط fatima and hosein  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 18:50  توسط fatima and hosein  | 

سؤال: اخيراً، مشاركت مردم در شركت‏هاى خارجى توسط اينترنت موردتبليغ قرار مى‏گيرد، كه منبع درآمد عده‏اى از مردم گشته است، اينك براى مقلدين‏حضرتعالى سؤالاتى در خصوص مشاركت در اين شركت‏ها مطرح است كه‏مستدعى است توضيح بفرماييد. روش مشاركت: شخصى مقدارى پول مثلاً150 دلار به حساب شركت به‏عنوان پيش قسط در مقابل يك شى‏ء قيمتى مثل تكه الماس، گردنبند، سكه طلا،كه مثمن آن مى‏باشد واريز مى‏نمايد، ولى انگيزه خريدار به هيچ عنوان مالك‏شدن اين مثمن نمى‏باشد، بلكه شركت به شخص وعده مى‏دهد كه اگر فلان‏تعداد مشترى براى او جلب كند (مثلا 6 نفر)از ثمن آنها مقدارى (مثلاً 100 دلار)به حساب او واريز نمايد و اين كار به همين نسبت تا آخر عمر ادامه يافته وحتى‏قابل نقل به وارث شخص نيز مى‏باشد (اين واريز پورسانت حق بازاريابى به‏حساب شخص ممكن است تا ماهيانه بيست ميليون ريال پيش رود)و رسيدن به‏مجموع اين پول كه چندين برابر پول شخصى بوده، هدف و انگيزه اصلى‏خريدار است. البته شركت مثمن را در تاريخ خريد تحويل نمى‏دهد ومابقى‏قيمت آن را از همين حق بازاريابى كم مى‏كند تا تمام شود و سپس تحويل‏مى‏دهد، روشن است كه اگر كسى نتواند در اين شاخه بندى مشترى جلب نمايدنه به مثمن مى‏رسد و نه به حق بازاريابى. با توجه به اينكه هدف خريدار، تملك مثمن نمى‏باشد و هدف اصلى‏رسيدن به اين حق دلالى‏ها (كه جزء ثمن خريداران بعد است)مى‏باشد، اولاً:اصل اين معامله چه حكمى دارد؟ و ثانيا: در صورت جواز تملك اين پولها (حق‏بازاريابى‏ها)تحت كدام يك از عناوين معاملات اسلامى واقع مى‏شود؟

 

جواب: هو العالم؛ معامله صحيح است و در صحت معامله هدف‏اصلى دخالت ندارد. و تملك آن پول‏ها هم از باب شرط درضمن عقد بى اشكال است. و همچنين مى‏شود با جعاله هم‏تطبيق نمود. به هر حال بى‏اشكال است.

 

برای اطلاعات بیشتر به سایت ایشان مراجعه و گلد کوئست را جستجو کنید.

www.rohani.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 20:4  توسط fatima and hosein  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 14:44  توسط fatima and hosein  | 

موستان را زیبا کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 8:3  توسط fatima and hosein  | 

تغیر نام وارث

 

1-    1-    ابتدا وارد آدرس زير شويد :
https://202.147.21.106/myportal/onlineestore/online_transactionmenuNew.aspx

2-   2-     Username  و password خودتون رو وارد كنيد.

3-     3-    login  رو بزنيد.

4-     4-    روي my business كليك كنيد .

5-     5-    روي CRF online كليك كنيد .

6-     6-    صفحه جديد باز ميشود .

7-     7-    روي گزينه chang personal info كليك كنيد.

8-     8-    روي other personal information change. كليك كنيد.

9-     9-    جلوي گزينه نام وارث سمت راست صفحه مربعي هست . روش تيك بزنيد.
قسمت پايين tc رو وارد كنيد .بعدش email رو وارد كنيد.
بعد متن زير را تايپ كنيد:


DEAR QI,

PLEASE CHANGE MY BENEFICIAL NAME TO "........................" (name vares jadid)
SHE / HE IS MY " ............................." (nesbate shakhs ba shoma)

THANKS FOR YOUR ATTENTION.


10- 10-                 submit رو كليك كنيد.

11-                11-                 در صفحه بعد از طريق Browse اسكن شناسنامه يا پاسپورتتون رو انتخاب كنيد.

12-12-                 Update

 

شاد باشيد. نامه شما با موفقيت ارسال شد

با تشکر از فاطیما

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 11:22  توسط fatima and hosein  | 

برای اسکن کردن که حجمش کم باشه

براي اسكن كردن كه حجمش كم باشه :

 
ميريم تو برنامه HP Photo & Imaging و scan رو ميزنيم و select ميكنيم . تصوير ما اسكن ميشه . بعدش Accep رو ميزنيم .و بعد تصويرمون رو با دبل كليك كردن باز ميكنيم . در صفحه جديد save as رو ميزنيم . اسمش رو و جائي كه قرار ذخيره بشه در File name مشخص ميكنيم و بعد در رديف پايين در قسمت save as type به JPEG File اشاره ميكنيم و save رو ميزنيم .


حالا برنامه فوتوشاپ رو بازكنيد .برنامه Adobe photoshop me5.5 رو

حالا بريد تو file و open و تصوير اسكن شدتون رو انتخاب كنيد . بعد بريد رو نوار آبي بالاي تصوير اسكن شدتون و كليك راست كنيد . گزينه دوم يعني Image size رو بزنيد و حالا در قسمت اول عدد مذكور رو به كمتر از نصف برسونيد و عدد زيريش خودبخود كم ميشه . در قسمت Resolution به تيك سياه رنگ كليك كنيد و cm رو بزنيد . حالا ok كنيد . و دوباره ذخيره كنيد . و ok رو بزنيد .
روي فايل اسكن شده كليك راست كنيد و در properties رفته و حجم جديد رو ميبينيم
بله دوستان اسكن شما با حجم كم انجام شد .

پيروز باشيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 11:21  توسط fatima and hosein  | 

مديركل اتاق بازرگاني كشورهاي اسلامي:

حجم فناوري اطلاعات در سال 2004 بالغ بر 970 ميليارد يورو بوده است

خبرگزاري فارس: مديركل اتاق بازرگاني كشورهاي اسلامي گفت: كل حجم فناوري اطلاعات در سال 2004 در بخش سخت‌افزاري و نرم‌افزاري بالغ بر 970 ميليارد يورو بوده است.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، محمد‌رضا كرباسي در همايش بازاريابي در پرتو چالش‌هاي جهاني شدن و انقلاب فن‌آوري اطلاعات اظهار داشت: كسب و كار الكترونيكي يكي از پيچيده‌ترين و مهمترين ابزار جهاني شدن به شمار مِي‌آيد.
وي افزود: كسب و كار الكترونيكي نماد فرآيند شتابنده‌اي است كه با ابزار و شيوه‌هاي نوين بازارهاي كار، سرمايه، كالا و خدمات را در پهنه جهاني به هم مي‌پيوندد.
وي معتقد است: تجارت الكترونيك امكان حضور و مشاركت در زنجيره طراحي و توليد و عرصه انواع كالا و خدمات را به نحو غيرحضوري فراهم مي‌كند.
كرباسي تصريح كرد: آمارها در آغاز هزاره سوم نرخ رشد توليد جهاني را 5 درصد و رشد تجارت جهاني را حدود 8 درصد نشان مي‌دهد ولي تجارت الكترونيكي نرخ بيش از 50 درصد را به خود اختصاص داده است.
به گفته وي ضرورت‌ همايش حاضر براي بررسي وضعيت فعلي و نيز راههاي گسترش توسعه رويكرد مبتني بر فناوري مخابراتي اطلاعاتي در اقتصاد كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي احساس مي‌شود.
مديركل اتاق بازرگاني كشورهاي اسلامي گفت: بي‌شك كسب و كار الكترونيكي نيز همچون هر پديده نو، با وجود فرصتها و پديده‌هاي نوين را به همراه مي‌آورد.
وي يادآور شد: دولت و بنگاه‌هايي كه ساز و كار اين مسابقه نوين را بشناسند مي‌توانند از آن به عنوان يك فرصت براي دستيابي به بازارها و فناوري‌هاي جهاني و مشاركت در تقسيم كارهاي دروني _ صنعتي و خدمت‌رساني بهتر و ارزانتر استفاده نمايند.
كرباسي خاطرنشان كرد: امروز ناآشنايي با اين زبان و بازماندن از اين كاروان، نه تنها از حضور و ميزان سهم در اقتصاد جهان به طور روزافزون و تصاعدي خواهد كاست بلكه فرصت‌هاي بازار ملي كشور ما و كشورهاي اسلامي را نيز از آن ديگران خواهد كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 10:58  توسط fatima and hosein  | 

این متن رو حتما بخونید و یا در جلساتتون دربارهاش صحبت کنید:

درآمدهاي ناشي از اين تجارت ، بادآورده و حرام است !!!

حضرت علي مي فرمايد : احمق ترين مردم كساني هستند كه در مورد چيزي كه نمي دانند صحبت مي كنند وقتي نمي دانيد كه كار كردن در اين سيستمها به چه منوالي است چرا بدون هيچ اطلاعاتي نظر مي دهيد باور كنيد بسياري از افرادي كه ادعا دارند كه درآمدهاي ما بادآورده و بدون زحمت است ، حتي يك هفته تاب و تحمل فشار روحي انجام اين كار را ندارند ، بهتر است اين افراد ، با كساني كه اين كار را به صورت حرفه اي انجام مي دهند ، صحبت كنند و روند كاري آنها را بپرسند آن وقت حتما متوجه خواهند شد كه بسياري از اعضاي اين سيستم  آن قدر درگير كار هستند كه حتي از بسياري از تفريحات خود نيز دست برداشته اند ، بلي درست است كه ما ، بيل و كلنگ دستمان نمي گيريم ولي مدام از فكر و ذهن خود به صورت هوشمندانه استفاده مي كنيم ، اگر از مغز يك نت وركر اسكن بگيرند ، مثل دست يك كارگر زحمت كش پينه بسته است .

 اگردرآمد ما بادآورده و حرام است ، پس حتما درآمد مديران دولتي كه ساعت 10 صبح با هزار سلام و صلوات، پشت ميز مي نشينند و بعد از 6 ساعت كار كه حداقل 2 ساعت از آن  را هم براي استراحت ، ناهار و ... صرف مي كنند و سپس با خستگي حاصل از يك روز سخت و طاقت فرسا !!! به منزل بر مي گردند ، حلال و طيب است !!!  باور كنيد درآمد ما بسيار حلال تر از كساني است كه مثل زالو ، سرمايه مردم و بيت المال را به يغما برده و مي برند ، كساني كه خيانتشان به اين مملكت واضح و علني است .

 تك تك اعضاي اين سيستم ، براي به دست آوردن ريال به ريال درآمد خود ، زحمت كشيده اند و نت ورك هم مثل هر كار ديگري پول بي زحمت به هيچ كس نخواهد داد ، شايد بارها در برنامه هاي تلويزيوني ديده باشيد ( بالاخص برنامه گفتگوي ويژه خبري ) يا در روزنامه ها خوانده باشيد كه حتي مخالفان اين نوع سيستمها مي گويند كه معمولا اعضاي اين شبكه ها ، بچه هاي باهوشي هستند كه بعضا 20 ساعت در روز كار مي كنند و حتي بنا به ادعاي خودشان ، ‌با اين افراد صحبت هم كرده اند ، پس چرا مراجع محترم تقليد مي گويند كه درآمدهاي ما حرام است ، چون كار نمي كنيد و پولي كه دريافت مي كنيد از راه زحمت به دست نيامده ( دقيقا حرف اين مراجع درست است ، چون مراجع محترم  براي به دست آوردن پول و چپاول مردم واقعا زحمت مي كشند !!! جوري كه به نظر من ، حتما نياز به يك ماساژور حرفه اي دارند ) شما فقط پاي كامپيوتر مي نشينيد و پول در مي آوريد ،  من يك سوال از اين مراجع محترم دارم : آيا 20 ساعت در روز كم است ؟ به نظر شما 25 ساعت در روز چطور است ؟

اين سيستم يهودي یا طراحی استعمار است !!!

اين سيستم يهودي است !!!

هر وقت افراد از من اين سوال را مي پرسند ، ياد حرف يكي از اساتيد دانشگاه مي افتم ، سر كلاسهاي دانشگاه مي گفت : كشور ما يك كشور سياسي است ، حتي پول نفت را هم صرف سياست مي كند نه صرف اقتصاد .

اين كه مديران شركت ، يهودي هستند يا نه ، نياز به داشتن مدرك يا سند معتبري دارد و اين كه بخواهيم اين مساله را هم سياسي ببينيم و تجزيه و تحليل كنيم ، خيلي بي انصافي است ! علاوه بر اين ، خيلي از كمپاني هايي كه ما محصولاتشان را مي خريم و استفاده مي كنيم مثل ژيلت ، كوكاكولا ، نستله و ... يهودي هستند ، جداي از اين موارد ،  بايد توجه داشت كه مساله يهود با مساله صهيونيزم كاملا متفاوت است ، يهود يك دين توحيدي است و يهوديان هم انسانند . من يك سوال دارم : اين كه ما با صهيونيزم و اسرائيل مشكل سياسي داريم ، آيا باعث مي شود كه ما يهوديان را مجرم و دشمن خدا بدانيم ؟ ( البته بايد تفكرات ضد يهود موجود در جامعه را كه ريشه تاريخي هم دارد ، مستثني كرد ) .

من نمي دانم كه دين مديران شركت چيست ، هيچ وقت هم برايم مهم نبوده كه دينشان چيست يا چه اعتقادات مذهبي دارند . براي من  همه اديان محترم هستند ، من در مواجهه با افراد ، به ديدگاهها ، اعمال و رفتارشان توجه مي كنم و بر اساس آن تصميم گيري مي كنم ، جالب است بدانيد كه شركت ، در موقع سونامي ، از طريق صليب  سرخ  نروژ ، كمكهاي انسان دوستانه فراواني به مردم مصيبت زده جنوب شرق آسيا اعطا كرد .

با توجه به اين همه تبليغات منفي ، كسي وارد اين نوع سيستمها نمي شود !!!

به نظر من اين تبليغات  منفي خود فيلتري است براي غربال كردن افرادي كه واقعا مي خواهند كار كنند با افرادي كه زمان و انرژي شما را هدر مي دهند . اگر فردي با وجود اين همه تبليغات منفي وارد سيستم شود يا به كار خود ادامه دهد ، علاوه بر اين كه  با امواج منفي و نوسانات كاري اين سيستم آشنايي كامل پيدا كرده ، نشان مي دهد كه براي رسيدن به اهداف خود آنچنان مصمم و جدي است كه انبوهي از تبليغات منفي ، كوچكترين اثر منفي در وي نگذاشته است و اين آرزوي همه ماست كه چنين افراد مصمم و باانگيره اي  در سازمان خود داشته باشيم .

علاوه بر اين ، همه ما مي دانيم كه وارد حرفه اي شده ايم كه نوسانات و سختي هاي خاص خود را  دارد !!! (به قول يكي از دوستان ، وارد شدن ما به نت ورك در حقيقت نوعي "نه" به جهوري اسلامي است) ولي براي من هميشه اين سوال مطرح بوده كه چرا يك عده اين قدر ضعيف هستند كه با كوچكترين تبليغات منفي از پا در مي آيند ؟ واقعا رسيدن به اهداف اين قدر بي ارزش شده است ؟ آيا من بايد آينده خود را به دست اين قانون يا آن فتوا بدهم ؟ جالب است ، ما ادعا مي كنيم كه مي خواهيم با اين تجارت  به اهداف و آرزوهاي خود برسيم ، اما تاب و

توان تحمل كوچكترين ناملايمات را هم نداريم !!!  واقعا راست گفته اند كه : " ترس ، برادر مرگ است ."

  جو منفي نه تنها به ضرر ما نيست كه به نفع ماست زيرا افراد ديگر بدون دليل و چشم بسته وارد سيستم     نمي شوند و قبل از ورود حتما تحقيقات كافي انجام مي دهند و اين يك برگ برنده براي همه ماست .

اين كه در مورد نت ورك ماركتينگ  تبليغات منفي فراواني صورت مي گيرد ، كاملا درست است ، اما من يك سوال دارم : " آيا اين همه تبليغات منفي در روزنامه ها و صدا و سيما كه بعضا تكراري و خسته كننده هم شده است (کسی نيست که به اين آقايان بگويد که خسته نشديد ؟ اين همه انکار ، اين همه دروغ ، اين همه يكدندگي !!! خوب شد كه من به آقاي كاتوزيان راي ندادم و الا هيچ وقت خودم را نمي بخشيدم !!! ) باعث توقف رشد مجموعه ها شده است ؟ " منكر اين قضيه نيستم كه اين تبليغات منفي ، هر از چندگاهي باعث كند شدن رشد مجموعه ها مي شود ولي هيچ گاه نخواهد توانست باعث توقف رشد آنها شود ، بايد توجه داشت كه اساس اين تجارت بر مبناي  اعتماد متقابل افراد  به هم مي باشد  و افراد  نه  بر اساس خوانده ها و شنيده هاي خود از رسانه ها كه  بر اساس  اعتماد به اطرافيان خود  وارد اين نوع  سيستمها مي شوند ، فراموش نكنيم كه طرف مقابل ما يك انسان است ، زماني كه شما صادقانه ، حقايق پنهان اين نوع تبليغات را به آنها بگوييد ، آنها  به شما اعتماد خواهند كرد .

با توجه به این همه تبلیغات منفی ، کسی وارد این نوع سیستمها نمی شود !!!

ديد مردم نسبت به اين نوع كارها منفي است !!!

اولا من به شخصه فكر مي كنم كه نوع نگاه نسبت به Network Marketing  بسيار عوض شده ، براي اثبات اين حرف كافي است اوضاع و احوال را با چند سال قبل مقايسه كنيم ، الان بسياري از افراد واقعا اين نوع تجارت را به عنوان حرفه اصلي خود پذيرفته اند و اين  به خاطر سخت كوشي و هوشمندانه كار كردن افرادي است كه نشان دادند اين حرفه ، يك تجارت واقعي است و حتي امروزه كساني كه با اين نوع سيستمها مخالفند ، علني يا غير علني به قدرتمند بودن اين پديده اذعان دارند ، من يك سوال دارم :

 اگر نت ورك ماركتينگ ، يك پديده قوي و قدرتمند نبود ، آيا صدا و سيما ، رسانه ها ، مطبوعات ، مجلس ، دولت و حتي  قوه قضاييه را  بسيج مي كرد كه همگي سراسيمه و بعضا بدون شناخت كافي از اصول اين تجارت، آگاهانه يا ناآگاهانه  به مخالفت با آن بپردازند ؟

 اين كه مدام بر روي آگاهانه يا ناآگاهانه تاكيد دارم ، به اين دليل است كه بعضي از افراد از روي جهل اين نوع سيستمها را مي كوبند ، اين عده از افراد كه معمولا ديد سنتي دارند يا خود را درگير تئوري توطئه مي كنند ، معمولا در مقابل هر پديده جديد حالت تدافعي مي گيرند چون با دلايل و استدلالهاي خودشان معتقدند تمام اين پديده هاي جديد  كار اسرائيل يا استعمار است !!!  همان طور كه ويدئو و اينترنت از ديدگاه آنها اين گونه بود !!!  ولي هيچ وقت نمي توان در مقابل دستاوردهاي جديد مقاومت كرد ، همان طور كه جامعه ما امروز ويدئو و  اينترنت را شناخت و پذيرفت .

اما عده ديگر كه تعدادشان هم كم نيست ، به خاطر منافع شخصي خود ، مدام اين نوع سيستمها را مي كوبند ،  يك مثال كاملا بارز : بعضي روزنامه ها با علم به اين كه اين موضوع مي تواند مخاطبان زيادي را جلب كند ، نهايت استفاده از آن را مي كنند ، البته در همه جاي دنيا ، مطبوعات به جنجال آفريني و " از كاه ، كوه ساختن" تمايل دارند ، آنها مجبورند براي جلب مشتريان ، از عناوين و تيترهاي جذاب و جنجالي استفاده كنند و آن سوژه را علم كنند و در نهايت وقتي تاريخ مصرفش تمام شد و ديگر جذاب نبود ، به راحتي آن را به فراموشي بسپارند

شما چه تضميني به من مي دهيد ؟

فرض كنيد كه شما مي خواهيد يك مغازه در يك مجتمع كامپيوتري اجاره كنيد ، كلي سرمايه براي اجاره كردن ، تهيه وسايل لازم براي راه اندازي مغازه مثل كامپيوتر ، پرينتر ، اسكنر و ... لازم داريد ، علاوه بر تمام اين هزينه ها ، شما كلي زمان براي انجام اين كار نيز اختصاص داده ايد ، حالا يك سوال دارم : " آيا كسي موفقيت شما در اين كار را تضمين كرده كه شما به انجام اين كار روي آورديد ؟"

تنها عاملي كه شما را وادار به انجام اين كار كرد ، ايمان و اعتقاد شما به انجام اين كار به همراه پشتكار و تلاش شما بود ، در اين تجارت هم به همين ترتب است ، بزرگترين تضمين ، همان پشتكار و تلاش مستمر شما براي موفقيت در اين كار و رعايت اصول و چهارچوب هاي كاري اين تجارت است ، بنابراين هر فرد در صورتي كه طبق اصول كاري اين تجارت عمل كند مي تواند در اين كار موفق شود يعني بزرگترين تضمين براي موفقيت شما ، پشتكار و تلاش شما و رعايت اصول اين تجارت مي باشد ، ‌فراموش نكنيم كه موفقيت يعني تلاش تا حداكثر توان .

الان جايي مشغول كار هستم و زمان لازم براي يك كار ديگر ندارم  !!!

اگر فرد واقعا درگير كاري است و به هيچ عنوان تمركز كافي براي انجام كار جديدي را ندارد ، بهتر است صبر كنيم تا وي زمان بيشتري براي انجام اين كار پيدا كند ، اما اگر اين مطلب تنها بهانه اي براي فرار يا حذف صورت مساله مي باشد ، بهتر است با بكارگيري تكنيك Feel ,Felt , Found  و احساس همدردي با وي ، به وي متذكر شويد كه بسياري از افراد در اين سيستم ، همانند او ، جايي ديگر مشغول به كار هستند ولي به هيچ عنوان كار قبلي خود را رها نكرده اند ، بلكه با يك برنامه ريزي دقيق توانسته اند از زمان خود به نحو بهينه استفاده كنند و در كنار درآمد فعلي خود ، از يك منبع درآمدي ديگر نيز برخوردار شوند ، بايد توجه كرد كه  انجام اين تجارت به معناي استعفا از كار قبلي افراد نمي باشد ، يعني افراد مي توانند همچنان به كار قبلي خود ادامه دهند و اين تجارت را بعد از ساعت كاري خود انجام دهند زيرا زمان انجام اين كار توسط خود افراد تعيين مي شود .

اهل ريسك نيستم ، شما چه تضميني به من مي دهيد ؟

اهل ريسك  نيستم !!!

به قول يكي از دوستان ، زندگي يعني ريسك و همه ما با ريسك زنده ايم ، ولي جداي از اين مورد بايد توجه كرد كه تعريف ما از ريسك چيست ؟ اگر ريسك را به معناي مرسوم و معمول آن يعني خطر تعريف كنيم فكر نمي كنم هيچ عقل سليمي اين كار را خطر يا ريسك بداند چون معمولا $۵۰۰ مبلغي نيست كه بخواهد زندگي افراد را زير و رو كند ، آنها را به اوج برده يا از اوج به پايين بكشاند .

يك مثال ساده : فرض كنيم كه امروز يك روز برفي باشد و ما بخواهيم برويم دانشگاه ، اين احتمال وجود دارد كه لباسهايمان كثيف بشود ، ماشين گيرمان نيايد يا حتي تصادف كنيم ولي همه ما با در نظر گرفتن تمام اين مطالب ، بدون اين كه شك كنيم ، راهي دانشگاه مي شويم چون در ازاي تمام اين موارد ، سر كلاس حاضر مي شويم ، دوستانمان را مي بينيم و ... اين كار هم دقيقا همين طور است !!!

اين نوع فعاليتها باعث فريفتن مردم مي شود و باعث می شود پول افراد زیادی سوخت شود !!!

باور كنيد كه اكثر بازاريابان اين سيستم ، اعتقاد به رزق حلال دارند و مطمئنا براي كسب اين رزق ،‌ حاضر به فريب افراد نخواهند بود ، حال اگر درصدي از بازاريابان ، بر خلاف اصول و اخلاق كاري تعيين شده فعاليت كنند ، نمي توان اين نوع فعاليتها را باطل و كلاهبرداري دانست و تمام بازاريابان اين سيستم را كلاهبردار خواند ، بايد توجه كرد كه عملکرد بعضي از افراد ،  نبايد معيار سنجش كل سيستم باشد !!!

پول افراد زيادي در اين نوع سيستمها سوخت مي شود !!!

يك كلاس درس را در نظر بگيريد ، يك معلم در طول سال تحصيلي ، تمام نكات لازم براي موفقيت افراد در امتحانات آخر سال را متذكر مي شود ، طبعا افرادي كه اين نكات را رعايت كنند مي توانند در امتحانات آخر سال موفق شوند و كساني كه اين نكات را به كار نبرند ، موفق نخواهند شد ، حال اگر افرادي در امتحانات موفق نشوند ، مقصر معلم است ؟ مسلما خير .

اين كه مي گويند پول افراد زيادي در اين نوع سيستمها سوخت مي شود ، واقعا بي انصافي است ! افراد زيادي در اين نوع سيستمها طبق اصول گفته شده اين تجارت عمل نمي كنند و نتيجه طبيعي اين عمل ، عدم موفقيت افراد در اين سيستم  خواهد بود . بسياري از افراد هم زمان با هم وارد اين سيستم شده اند ، كساني كه براي اين تجارت زمان گذاشته اند ، اصول اين كار را رعايت كرده اند و ... موفق شده اند ، اما كساني هم كه زماني براي اين كار نگذاشتند و طبق اصول گفته شده عمل نكردند ، طبعا به هيچ موفقيتي نرسيده اند ، آيا اين از ديدگاه شما بي عدالتي است ؟ واقعا اين عادلانه نيست كه براي موفقيت در اين تجارت ، بايد مطابق با اصول آن گام برداشت ؟

 

منبع : http://tehran-qi.mihanblog.com/

منبع : سايت «راهكار مديريت»

و وبلاک بی تیم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 17:23  توسط fatima and hosein  | 

بدن ما از دو سلسله اعصاب فرمان می گيرد: سلسله اعصاب ارادی و سلسله اعصاب غير ارادی

مركز كنترل اعصاب ارادی در قسمتهای بالای مغز قرار دارد كه به آن ضمير خودآگاه می گويند. اين مركز فعاليتهايی مانند حرف زدن، دويدن، و ... را كنترل می كند و فعاليتهای اين مركز با فكر، انتخاب و تصميم همراه است.

 

مركز كنترل اعصاب غير ارادی در قسمتهای پايينتر مغز قرار دارد و بر فعاليتهايی نظير گردش خون، هضم غذا و ... نظارت مي كند. فعاليتهای اين قسمت مغز كه به آن ضمير ناخودآگاه نيز می گويند، خارج از كنترل انسان انجام می شود. ضمير ناخودآگاه قدرت انتخاب و تصميم ندارد و فقط مدير اجرايی توانمندی است.

 

هر گاه عملی به صورت عادت و تكرار درآيد،‌ كنترل عصبی آن از قسمتهای بالايی مغز به پايين آن منتقل می شود. به عنوان مثال يك ماشين نويس در روزهای اول كار، برای تايپ صحيح كلمات نياز به تمركز كامل دارد ولی پس از تمرين فراوان،‌ اين توانايی را پيدا می كند كه در حال تايپ كردن، با شما صحبت هم كند. اين موضوع در مورد رانندگی نيز صادق است.

نكته جالب اينجا است كه هرگاه پيامی به صورت عادت و تكرار درآيد،‌ كنترل عصبی آن نيز از قسمتهای بالايی مغز به پايين آن منتقل می شود. اين پيام می تواند به صورت تصوير يا كلامی مثبت يا منفی باشد.

تك تك واژه هايی كه به زبان می آوريم يا افكاری كه در ذهن می پروريم، سبب ايجاد يك ارتعاش عصبی خاص در مغز می شود كه اين ارتعاش در اثر تكرار به لايه های عميق تر مغز نفوذ می كند،‌ در ناخودآگاه می نشيند،‌ آن را برنامه ريزی می كند و به صورت يك فايل به اجرا در می آيد.

فرض كنيد يك تخته چوب به پهنای ۲۰ سانتی متر را در ارتفاع نيم متری قرار دهند و از شما بخواهند كه از آن عبور كنيد. ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه شما به طور مشترك می گويند كه شما می‌توانيد طول اين تخته را به راحتی طی كنيد.

حالا اگر همين تخته را در ارتفاع چهار متری قرار دهند و بخواهند كه از روی آن بگذريد، ممكن است به خودتان بگوييد من از روی همين تخته گذشته ام و بار ديگر هم می توانم از روی آن عبور كنم، ولی ضمير ناخودآگاهتان می‌گويد كه اين كار خطرناك است و ممكن است باعث افتادن و صدمه ديدنتان شود، ‌لذا هنگامی ‌كه اولين گام را روی تخته می‌گذاريد،‌ گامهايتان می لرزد،‌ سرتان گيج می‌رود و از ادامه حركت عاجز می شويد.

هرگاه بين ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه تضادی ايجاد شود،‌ ضمير ناخودآگاه پيروز خواهد بود. تفاوت شما و يك بندباز كه به راحتی روی يك طناب راه می رود اين است كه تصوير ذهنی‌ او از راه رفتن روی طناب در ارتفاع مثبت است و تصوير ذهنی شما منفی است.

آنتونی رابينز در كتاب "بسوی كاميابی" می نويسد:

كارل والندا سالها با موفقيتی كم نظير، پروازهای مختلف هوايی را انجام داده بود و يك بار هم به عدم موفقيت فكر نكرده بود. فكر سقوط حتی در مخيله او نمی گنجيد.

چند سال پيش، مكررا به همسرش يادآور شد كه خود را در حال سقوط هواپيما ديده است. پس از آن مرتبا منظره سقوط در نظرش مجسم می شد. سه ماه پس از اولين باری كه اين موضوع را به همسرش گفت،‌ هواپيمايش سقوط كرد و جان خود را از دست داد.

بعضی ها ممكن است اين را يك اخطار غيبی بدانند. يك نقطه نظر هم اين است كه بگوييم وی به طور مداوم يك تصوير يا پيام منفی را به سيستم عصبی خود منتقل می كرد و در نتيجه روحيه ای پيدا كرد كه موجب سقوط وی گرديد. او با اين پيام، راهی تازه به مغز خود نشان داد و سرانجام،‌ مغز وی آن راه را رفت.

آنتونی رابينز در كتاب "بسوی كاميابی" می نويسد:

"مل فيشر" هفده سال تمام مشغول تجسس قعر دريا به منظور رسيدن به گنج بود. سرانجام شمش هايی از طلا و نقره به ارزش چهارصد ميليون دلار يافت. از يكی‌از همكاران او پرسيدند كه چگونه اين گروه پس از اين همه مدت دلسرد نشد و به كار ادامه داد. او جواب داد كه مل می توانست در هر كسی‌ انگيزه و شوق به وجود آورد. او هر روز به خود و ديگران می گفت: امروز، روز نتيجه است و در پايان روز می گفت: فردا روز نتيجه است. اما فقط گفتن كافی نبود‌، بلكه كلمات را به گونه ای مناسب به كار می برد و لحن صدايش، با تصويری كه در ذهن داشت و با احساساتش هماهنگ می نمود. هر روز به خود روحيه می داد كه بتواند به عمليات ادامه دهد و سرانجام به پيروزی رسيد.

به گفته امرسون «هر عملی،‌ زاييده فكری است». اگر ارتباطی را كه با خود برقرار می كنيم تحت كنترل قرار دهيم و در خصوص خواسته های‌خود پيامهای مثبت به سيستم عصبی خود بفرستيم،‌ می توانيم هميشه نتايج مثبت و درخشان به دست آوريم، هرچند رسيدن به موفقيت، دشوار يا غيرممكن به نظر برسد.

 

«برنامه ريزی عصبی - كلامی» ترجمهNeuro – Linguistic Programming يا به اختصار (NLP) است. اين علم به چگونگی تأثير كلام و افكار بر سيستم عصبی ما می پردازد.

 

كسانی كه می توانند به نتايج درخشان دست يابند،‌اين كار را از طريق برقراری ارتباط خاصی با سيستم عصبی خود به انجام می رسانند.  NLP چهارچوبی علمی برای هدايت ذهن در اختيار ما می گذارد و به ما می آموزد كه روحيات و رفتارهای خود و يا روحيات و رفتارهای ديگران را به مسير صحيح هدايت كنيم. به طور خلاصه اين علم به ما می آموزد كه چگونه مغز و ذهن خود را اداره كنيم تا به بهترين وجه به نتايج دلخواه خود برسيم.

 

يكی از اصول NLP می گويد كه همه ما دارای‌ سلسله اعصاب مشابهی هستيم، بنابر اين در جهان هر كس قادر باشد هر كاری را انجام دهد،‌ شما نيز می توانيد، مشروط به اين كه مغز و اعصاب خود را دقيقا مانند او اداره نماييد. اين عمليات در اصطلاح "مدلسازی" ناميده می شود.

 

اگر كسی هست كه صبحها به راحتی و به سرعت بيدار می شود، پس شما هم می توانيد. اگر كسی را می شناسيد كه می‌تواند رابطه كامل با فرزند خود برقرار كند،‌ پس شما هم می‌توانيد.

 

بديهی است بعضی‌كارها مشكل تر و پيچيده تر است و لذا ممكن است مدلسازی آن كارها به زمان بيشتری نياز داشته باشد.

مؤسسه نسل نوانديش تقريبا هر دو ماه يك بار يك دوره آموزشی ده روزه با نام "NLP و موفقيت" برگزار می كند كه مدرس اين دوره، آقای‌ مجتبی حورايی است.

سرفصلهای اين دوره عبارتند از: ارتباط با خود، ارتباط مؤثر با ديگران،‌ هدف يابی، مقدمه ای بر روانشناسی تغيير، اصول علمی تلقين به نفس، انرژی ذهنی/تخيل هدايت شده، دستيابی به خواسته ها، قصد آفرينش الهی،‌ كارما، قانونمندی طبيعت.

حضور در اين كلاس به همه كسانی كه می خواهند از توان خود استفاده بهتری كنند، توصيه می‌شود.

برای شركت در اين دوره می توانيد با شماره تلفن 9-66952547 در تهران تماس بگيريد. ضمنا اين دوره در مشهد نيز برگزار می گردد.

منبع : سايت «راهكار مديريت»

 

منبع: وبلاگ سينرژي و با تشكر از وبلاگ Qi-Iran

 و وبلاک بی تیم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 17:19  توسط fatima and hosein  |